غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

335

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و توابع آن را پسر بزرگترش ملك كاوس متصرف شد و ساير مواضع را ملك اسكندر و چون كاوس بظلم نفس و سفك دماء موصوف بود بيشتر مردم مايل سلطنت اسكندر شدند و مدتى مديد ميان برادران طريق مخالفت و محاربت مسلوك بود و در اكثر معارك ملك اسكندر را صورت نصرت روى مينمود بالاخره بين الجانبين مصالحه دست داد وفات كاوس در سنه 871 اتفاق افتاد و پسرش ملك جهان‌گير قايم‌مقام پدر گشته روزى چند نسبت با عم خويش طريقه اطاعت مسلوك داشت و عاقبت بواسطه افساد اهل فتنه و فساد ميان عم و برادرزاده غبار نزاع ارتفاع يافت و در آن سال كه امير حسن بيك از دفع ميرزا جهان شاه فراغت يافته در قم نزول اجلال فرمود و عم و برادرزاده باردوى اعلى رفتند و كيفيت حال خود بعرض رسانيدند امير حسن بيك حكم فرمود كه جهان‌گير به همان مواضع كه در تصرف پدرش بوده قانع گشته نسبت بملك اسكندر در مقام متابعت باشد و درين باب مناشير نوشته ايشان را اجازت انصراف ارزانى داشت و چون چند سال برينموال بگذشت بار ديگر نايرهء خلاف مشتعل گشت مولف تاريخ طبرستان سيد ظهير گويد كه در اين كرت كه ميان اسكندر و جهانگير مخالفت افتاد ملك اسكندر از حضرت سيادت پناهى خلافت دستگاهى سيد سلطان محمد كه در گيلان بر مسند سلطنت متمكن بود استمداد فرمود و آن جناب مرا با هزار كس بدانجانب فرستاد و من بكجور شتافته و مدت دو ماه در آن مقام اقامت نموده ملك اسكندر و جهانگير را نصيحت كردم تا با يكديگر طريق صلح و صفا مسلوك داشتند و تا غايت كه تاريخ هجرى به ماه شعبان سنه 881 رسيده بناء مصالحه بين الجانبين انهدام نيافته و بدين واسطه پرتو امنيت بر وجوه احوال متوطنان آن ولايت تافته جامع اين اوراق بعرض خدام آستانى كه ملاذ فضلاء آفاق است مىرساند كه آنچه از حالات ملوك رستمدار تا سال مذكور بتحقيق پيوسته اين بود كه خامه بلاغت شعار در سلك تحرير كشيد و من بعد آنچه از آن باب معلوم شود در ضمن اخبار آينده معلوم خواهد گرديد انشاء اللّه وحده ذكر ارتفاع طبقهء سوم از ملوك باوند بعنايت بىغايت حضرت خداوند مورخان خردمند بعبارات دلپسند بيان كرده‌اند كه بتاريخ سنه خمس و ثلثين و ستمائه كه معموره جهان سيما بلاد ماوراء النهر و ايران بسبب تسلط و بيداد سپاه توران خراب و ويران گشته بود حسام الدوله اردشير بن كخوار بن رستم ابن داراء بن شهريار بن قارن بن سرخاب بن داراء بن رستم بن سرخاب بن قارن بن شهريار بن قارون بن شيرويه بن سرخاب ابن مهردار بن سرخاب بن ناو بن شاپور بن كيوس بن قباد بن فيروز الملك عجم جد انو شيروان العادل خروج كرده بدستور اجداد خود مملكت مازندران را ضبط نمود و بعد از وى هفت